حالم خوب نیست این روزا. کارم خیلی زیاده و داره داغونم میکنه. ۱ ما ه تا آخر ترم مونده و من بریدم. ۹ تا کلاس دارم و هر روز تا ۸:۳۰ شب سر کارم. تنها روزی که میتونم واسه خودم وقت بذارم جمعهست که نمیدونم بخوابم یا واسه دوستام یا دوست پسرم وقت بذارم یا خونه رو تمیز کنم یا برم خرید یا به خودم برسم یا کارای عقبافتاده رو انجام بدم یا برم یه فیلمی تئاتری چیزی ببینم یا چی. خیلی به کارمندای اداری حسودیم میشه که میرن سر کار، نیم ساعت کار میکنن، ۲ ساعت تو فیسبوک و گودر میچرخن، دوباره ۱۰ دقه کار می کنن، ۱ ساعت با همکارا میگن و میخندن. ساعت ۵،۴ برمیگردن خونه وشبشون مال خودشونه. هروقت بخوان میتونن مرخصی بگیرن. مث ما ۶ ساعت یه سره حرف نمیزنن. مجبور نیستن با مریضترین حال هم برن سر کلاس چون مدیر به هیچعنوان حاضر نیست معلم جایگزین پیدا کنه یا به ۶۰ تا شاگرد زنگ بزنه بگه کلاس نیاین، چون ممکنه والدین ناراحت بشن. شبم وقتی میری میگی زنگ بزن یه آژانس بیاد من حالم بده، یه کلمه نمیگه مرسی که با این حالت اومدی، یا من خونهام ۲ قدمی خونهی توئه، با من بیا و ۷ تومن از ۰ تومنی که ما بهت حقوق میدیم رو نده به آژانس. واسه اینکه بتونن حقوقو کم کنن سیستم محاسبه رو تغییر دادن. مدیر اومده میگه که با این سیستم حقوقا بیشتر شده. میگم بابا من اون موقعی که ۸ تا کلاس داشتم، حقوقم از الان که ۹ تا دارم بیشتر بود. میگه امکان نداره، حتما اشتباه شده، من بررسی میکنم. باز فردا میاد جلو چشم من میگه با سیستم جدید حقوقا زیاد شده. حرومزادهی آشغال. با همهی اینا هنوز دلم نمیخواد این کارو ول کنم. کاریه که همیشه دلم می خواسته انجام بدم و خیلی تلاش کردم که توی این جای خاص بتونم درس بدم. برای ماهایی که خودمون همینجا انگلیسی یاد گرفتیم، این موسسه همیشه یه جای فوقالعاده بود که هیچجایی بهش نمیرسید. کاش هیچوقت خودم اینجا معلم نمی شدم تا بفهمم توش چه خبره. رییسی که فعلا سر کاره، کاملا دنبالهروی مکتب ا.نه و کاملا داره سیستم رو به گ.ا میده و صدای همه رو در آورده. دلم میخواد یه کار دیگه پیدا کنم ولی اینو هم به عنوان شغل دوم نگه دارم. ولی اصلن حوصلهی دنبال کار گشتن رو ندارم. فک کنم آخرش باید مث ریچل این کارو ول کنم تا مجبور بشم برم دنبال یه کار جدید. فقط خیلی خیلی خیلی خستهام.
0 نظر:
ارسال يک نظر